همایش شعر و لایت


همایش استانی شعر ولایت در شهرستان سلسله برگزار می شود

سرويس: /فرهنگ و/
کد خبر :8654

1386/4/23
17:39


خبرگزاري دانشجويان ايران - منطقه لرستان

همزمان با میلاد با سعادت اما م علی (ع) ، همایش استانی شعر ولایت در شهرستان سلسله برگزار می شود .
مسئول مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری لرستان درگفتگو با خبر نگار خبر گزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه لرستان با بیان این مطلب گفت : در این همایش شعر که به همت مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری لرستان برگزار می شود جمعی از شاعران استانی وشاعران برجسته کشوری حضور خواهند داشت وبه قرائت اشعار وسروده های خود در مدح مولای متقیان امام علی (ع) خواهند پرداخت .
عبدالرضا شهبازی افزود : علی معلم دامغانی وخسروآقایاری مدیر ادبی امور استانهای حوزه هنری کشور نیز از جمله میهمانان این همایش هستند .
وی گفت : سیاست جدید مرکز آفرینشهای ادبی استان بر این است که برنامه ها وهمایش های این مرکز در شهرستان خرم آبادمتمرکز نباشد ودر هر مناسبتی یکی از برنامه ها در شهرستان برگزار شود

نقد کتاب اشراق در بی شمسی  سروده احمد بیرانوند

بخوانيد نقدي تطبيقي از عليرضا كرمي بر مجموعه شعر « اشراق در بي شمسي» :


احمد بيرانوند شاعر جوان خرم ابادي خوب مي داند كه عرفان مولانا در ديوان شمس چه ها آفريده ، هر چند كه اشراق در فلسفه ي عرفان گراي سهرودي نيز شاعرانه است و نثر شاعرانه ي « آواز پر جبرئيل » و « عقل سرخ» خود دريايي از سرودن است.
بازي هاي زباني را بايد از شمس آموخت نه از پست مدرنيست هاي غرب .چرا كه در ادبيات امروز آمريكاپست مدرن ها مات و حيرت زده ي شعر هاي مولوي هر آن چه مي خواسته اند پست مدرن قلمداد كنند ريشه هايش را در شعر پير بلخ يافته اند.
هر دم رسولي مي رسد
جان را گريبان مي كشد
بر دل خيالي مي دود
يعني: به اصل خود بيا
وبيرانوند با الهام از او مي گويد:
من دويدم كه به اصل برگردم
واين است مولانايي كه ما را به اصل خود مي خواند وبيرانوند بي شمسي و اشراق را مي خواهد اين گونه تجربه كند:
دل از دار
دار از دل
دلدار تويي
بگو به پنبه زن ها بزنند
كه ما برقصيم اگر ساز تويي
وشعر مولانا و بازي هاي زباني او:
اي مطرب خوش قاقا،
تو قي قي و من قوقو
تو دق دق و من حق حق
تو هي هي و من هو هو
واين هم بازي زباني بيرانوند:
بيد در باد رقصان
باد در بيد رقصان
رقص در رقص رقصان
بيد در گيسو رقصان
گيسو در...
همين چند سطر براي پريشاني من كافيست

واين پريشاني ها از عرفان شمس ناشي مي شود وبه سوي خورشيدي كه همه هستي را در جذبه مي خواهد ، مي رود.
و آن چه شعر احمد بيرانوند را از ديگرمدعيان پست مدرن ممتاز مي سازد اين است كه او از درد روزگار خود غافل نيست واين گونه نمي پندارد كه حتما بايد از ظاهر ساده و بي معناي شعر به متن معنا پذيري رسيد.
او از حماسه ايستادگي مردم ما در سال هاي جنگ مي گويد و معتقد است :
نخل ها را موج گرفته
و جاي خرما
خمپاره مي دهند
وباز هم اين شعر از رويكرد هاي اجتماعي اوست:
كلنگ زن با چند ضربه مي فهمد
پشت ديوار پر است يا خالي
تو اي دادرس
چگونه سير را از گرسنه تشخيص نمي دهي
و حالت روايي و استفاده از اسطوره ها از ديگر اتفاقات شعر احمد بيرانوند است. از گذشته هاي شعر فارسي از فردوسي ،حافظ ،نظامي و تا شعر امروز كه بيشتر اخوان ثالث از شعر روايي و اسطوره ها استفاده كرده اند و تكرار اين روند اگر بتواند در مقايسه با گذشته هاي شعر فارسي حرفي تازه براي گفتن داشته باشد شايسته تقدير مي تواند باشد.
او در شعري روايي با كمي چاشني عشق ما را درمتن داستان خود مي كشاند:
آهسته بيا
تند بيا
پيوسته بيا
كه در آمدنت شكل «عاشقت شده ام»
شده ام
امشب با مني
فردا شب با مني
بغداد كم آورده ام
كه هزارو يكشب به پايت بنشينم
او ادامه مي دهد و زني را ترسيم مي كند و با تصوير زيباي چادر به دندان گرفتن:
يك لب چادر به دندان بگز
يك دست زنبيل نان
خدا نكند كه بخندي
و به پيوند دوباره ي داستان با اسطوره مي رسيم:
تو پرده بر انداز
من عصمت يوسف كم آورده ام
تو زليخاي زياده بياور
وچكيده ي لحظه هاي ناب فلسفي و شهودي را كه از آن به كاريكلماتور ياد مي شود در شعر بيرانوند مي بينيم:
زنداني چيزي نمي فهمد
فقط به برون فكر مي كند
قفل يك كليد است به درون

وكليد در شعر فارسي سمبل رهايي است وشيخ اشراق سهروردي از عقاب پرشكسته مي گويد كه مي خواهد از چاه غربت غرب به شمس نورها بر گردد واين را شاعر خوب درك كرده است:
تمام مغرب ها در گوشه مشرق است
گوشه را نمي توان نوشت
نمي توان خواند...
وتصوير طبيعت كه در شعر كم باشد به سمت فلسفه ي محض رفتن را رقم مي زند كه شاعر بايد براي آينده فكري بكند ، چرا كه تنها نمونه هاي كوچكي از تاثير طبيعت در شعر او مي بينيم:
زمين كوه شد
كوير شد
مرد ها دل به دريا بستن
زن ها به آبستن
ويا :
وهو هوي باد يك وا‍‍ژه است
كه در شاخ وبرگ درخت
به تكثر رسيده
----------------------------------------------------------
+لازم به ذكر است كه اين نقد در صفحه ي ادبي  هفته نامه  بامداد لرستان به مسئوليت آقاي  عبدالرضا شهبازي چاپ شده و عينا در اين پست گذاشته شد  شماره ۳۴۲ مورخ ۵ تیر ۸۶

خبر

رئیس انجمن کتابداری ایران در گفتگو با مهر :
کتابخانه های عمومی کشور 3600 کتابدار کم دارند / آمارهای نهاد کتابخانه ها واقعی نیست
رحمت الله فتاحی وجود یک تشکل صنفی منسجم از کتابداران در کشور را برای پیگیری مسائل صنفی و حقوقی ضروری دانست.

رئیس انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران در گفتگو با مهر، مشکل اساسی کتابداران ایران را استخدام نشدن آنها برشمرد و گفت: آماری که نهاد کتابخانه های عمومی در این باره اعلام می کند با واقعیت ها منطبق نیست؛ رقم مورد نیاز بسیار بیش از آن هزار نفری است که نهاد می گوید. اخیراً یک طرح ملی در این زمینه انجام شده و نتایج آن به دبیرخانه هیات امناء نهاد کتابخانه های عمومی کشور داده شده است و قرار بر این است که اجرایی هم بشود.

وی افزود: در صورت اجرای این طرح  - آن گونه که در نتایج آن آمده است - هر کتابخانه حداقل 2 کتابدار نیاز دارد و با توجه به اینکه در حال حاضر 1800 کتابخانه عمومی (وابسته به وزارت ارشاد و نهاد) در کشور وجود دارد، رقمی در حدود 3600 کتابدار نیاز داریم.

فتاحی اضافه کرد: با وجود این میزان نیروی مورد نیاز و نیز وجود کتابخانه های بی شمار دیگری وابسته به شهرداری ها، دانشگاه ها، مراکز روستایی، کانون های مساجد و غیره، منع استخدام باعث شده است که تحولی رخ ندهد.

کتابخانه های بسیاری از شهرها و شهرک های جدید کتابدار ندارد. با وجود اینکه انجمن کتابداری با توجه به اساسنامه اش، صنفی نیست و وظیفه اش حل مشکلات صنفی کتابداران نیست بلکه انجمنی علمی است و به توسعه این رشته می اندیشد، ما مکاتباتی را با مسئولان وزارت ارشاد در این باره کرده ایم، اما این درخواست ها تاکنون بی پاسخ مانده است.