کاربردهاي تلفن همراه در گسترش خدمات کتابخانه ها

 

مقاله حاضر به معرفی نقشها و کارکر دهاي فناوري تلفن همراه در ارائه خدمات کتابخانه ها و مراکزاطلاع رسانی می پردازد. امکاناتی که از طریق این فناوري در اختیار کتابداران و کاربران قرار می گیرد، می توانددر دو عرصه ارتباطی و اطلاعاتی به بهبود خدمات کتابخانه ها کمک کند. ابتدا در عرصه ارتباطی کتابخانه هام می توانند با سرعت و سهولت بیشتري با کاربران خود در ارتباط باشند. گسترش این ارتباطات زمینه سازتعامل بیشتر خواهد بود، و رضایت مندي استفاده کنندگان را در پی خواهد داشت. در عرصه اطلاعاتی،تلفنهاي همراه می توانند ابزار مناسبی براي ذخیره و بازیابی حجم وسیعی از اطلاعات باشند. به همین دلیل،کتابهاي الکترونیکی، کتابهاي گویا، نقشه ها، و منابع مرجع چندرسانه اي با کمک تلفنهاي همراه در اختیارکاربران قرار می گیرند. مقاله حاضر کاربرد فناوري تلفن همراه را در پنج بخش اصلی توصیف می کند که عبارتند از: کاربرد تلفن همراه دربخشهاي امانت، مرجع، تازه هاي کتابخانه، آموزش کاربران، و امکان دسترسی به منابع چاپی و غیرچاپی.

مقدمه

در بسیاري از کتابخانه ها استفاده از تلفن همراه ممنوع است. این ممنوعیت براي حفظ آرامش محیطکتابخانه و جلوگیري از مزاحمت براي کاربرانی است که مشغول مطالعه هستند. اما کتابخانه هاي نوین نه تنها از کاربرانشان نمی خواهند تلفن همراه خود را خاموش کنند، بلکه توصیه می کنند آن را همیشه روشن نگه دارند. چرا که تلفن همراه به جاي آنکه مزاحم ارائه خدمات کتابخانه ها باشد، یکی از ابزارهاي مفید درخدمت کاربران و کتابداران است. بنابراین، اگر در آینده نزدیک در فرم عضویت کتابخانه اي علاوه بر تمام مشخصات معمول از شما خواستند که حتماً شماره تلفن همراه تان را نیز بنویسید، اصلاً تعجب نکنید. چراکه این شماره پلی ارتباطی میان شما و کتابخانه است؛ و به زودي خدمات متعددي از طریق آن دراختیارتان قرار خواهد گرفت. بر این اساس، مقاله حاضر به اختصار به معرفی مهمترین خدماتی م یپردازد که یک کتابخانه، اعم از عمومی، دانشگاهی، آموزشگاهی و تخصصی، از طریق فناوري بی سیم می تواند ارائه کند.

جایگاه فناوري تلفن همراه در خدمات کتابخانه ها

تلفن همراه یکی از زمینه هاي اصلی در حوزه خدمات کتابخانه ه است. تلفنهاي هوشمند، کتاب خوانهاي الکترونیکی و آي پدها و سایر ابزارهاي قابل حمل و دستی الکترونیکی 2 زمینه ساز توسعه خدمات نوینی هستند. از آن جا که بسیاري از دانش آموزان و دانش جویان از امکانات اتصال همراه به اینترنت 3 برخوردارند،در مقالات حوزه کتابداري و اطلاع رسانی اهمیت فناوري تلفن همراه در ارائه خدمات کتابخانه ها مورد توجه این کاربردها را در هشت گروه اصلی به شرح   است.

 

، 1. طراحی و معرفی نسخه تلفن همراه وب سایت کتابخانه و فهرست پیوسته همگانی 4

2. دسترسی به بخشهایی از منابع و مجموعه هاي کتابخانه، نظیر کتابهاي صوتی،

3. ارائه آموزش کتابخانه اي با استفاده از امکانات چند رسانه اي تلفنهاي همراه،

4. استفاده از پایگاههاي اطلاعاتی از طریق امکانات رایانه اي جدید در این تلفنها،

5. ارائه تورهاي شنیداري با کمک این تلفنها، براي معرفی خدمات و بخشهاي کتابخانه،

6. گسترش سرعت و دامنه خبر رسانی درباره خدمات کتابخانه از طریق سرویس پیامک،

7. توسعه ارائه خدمات مرجع از طریق ارسال و دریافت پیامک،

8. کمک به بهبود فرایند گردش منابع و کتابها در کتابخانه.

علاوه بر این تا کنون تحقیقات مفصلی نیز در این زمینه در برخی از کتابخانه هاي دنیا انجام شده است. مثلاًعبدالکریم و همکارانش ( 2006 ) در کتابخانه هاي دانشگاههاي مالزي نگرش 206 نفر از دانشجویان این دانشگاهها را در خصوص استفاده از خدمات کتابخانه اي با کمک تلفن همراه را بررسی کرده اند. نتیجه تحقیق آنان نشان داد که این دانشجویان نظر کاملاً مثبتی نسبت به سودمندي این خدمات دارند و مایلند ازاین خدمات بهره مند شوند. البته آنان نتایج پژوهش خود را به کل جامعه دانشجویان تعمیم نداده و معتقدندپژوهش در این زمینه تازه شروع شده و لازم است پژوهشهاي گسترده تري درمورد جنبه هاي مختلف این موضوع انجام شود. مثلاً باید دید که کدام یک از خدمات ارائه شده براي کاربران مفیدتر بوده و چه نوع امکانات رایانه اي در این تلفنهاي جدید نقش موثرتري در استفاده از این خدمات دارند. در مجموع، مقاله حاضر کاربرد تلفن همراه را در کتابخانه ها در پنج دسته به شرح ذیل معرفی می کند: OPAC: Online Public Access Catalogue

 

کاربرد تلفن همراه در بخش امانت کتابخانه

فناوري تلفن همراه م یتواند کاربردهاي متعددي در بخش امانت کتابخانه داشته باشد. این کاربردها طیف گسترده اي از امور مربوط به فرایند امانت و بازگشت منابع را پوشش می دهد. مهمترین این موارد عبارتند از:

- ارسال پیامک براي یادآوري زمان دقیق بازگشت کتابهاي امانت گرفته شده،

- یادآوري مدت زمان دیرکرد منابعی که هنوز به کتابخانه بازگردانده نشده اند،

- تایید دریافت منابعی که از طریق سیستم خودکار امانت و بازگشت کتابها عودت داده شده اند،

- ارسال درخواست رزرو منابعی که اکنون در امانت بوده و در قفسه موجود نیستند،

- اطلاع از بازگشت منابعی که قبلاً در امانت بوده و اکنون براي امانت مجدد آماده اند.

- ارسال پیامک براي تعیین میزان جریمه اي که باید براي تاخیر در عودت منابع پرداخت شود،

- ارسال پیامک براي یادآوري زمان تمدید عضویت در کتابخانه

کاربرد تلفن همراه در بخش مرجع کتابخانه

یکی از کاربردهاي تلفن همراه در پاسخگویی به پرسشهاي مرجع است. بیشترین تاکید کتابخانه هایی که تمایل به ارائه خدمات وابسته به تلفن همراه دارند مربوط به خدماتی است که در بخش مرجع ارائه می شوند

(هرینگ، 2009 و لیپینکات، 2010 ). چرا که خدمات مرجع غیر حضوري یکی از عمده ترین حوزه هایی است که در سالهاي اخیر بسیار مورد توجه کتابداران بوده است. با گسترش خدمات مرجع غیر حضوري کاربران  براي استفاده از بخش مرجع از مراجعه مستقیم به کتابخانه بی نیاز خواهند بود. اما طی سالهاي اخیر اغلب خدمات مرجع غیر حضوري الکترونیکی فقط مبتنی بر اینترنت، فرمهاي وبی 5 و پست الکترونیکی بوده است.د رحالی که در بسیاري از مواقع کاربران به اینترنت دسترسی ندارند و ممکن است براي یک پرسش مرجع ساده نیاز به یک پاسخ فوري داشته باشند. در چنین شرایطی است که خدمات مرجع از طریق تلفن همراه بسیار راهگشا خواهد بود. کتابخانه هایی که بخشی از خدمات مرجع خود را از طریق تلفن همراه ارائه می کنند، شماره هاي مشخصی براي ارسال پیامکهاي حاوي پرسشهاي مرجع پیش بینی کرده اند. پیامکهاي ارسالی به این نشانی از طریق رایانه در اختیار کتابدار بخش مرجع قرار می گیرد و پاسخهاي کوتاه به نشانی فرستنده پرسش ارسال می گردد.

کاربرد تلفن همراه در بخش تازه هاي کتابخانه

معرفی تازه هاي کتابخانه از معمولترین خدمات اطلاع رسانی کتابخانه هاست. مثلاً، کتابهاي جدید، شماره هاياخیر مجلات و پیایندها، منابع مرجع تازه منتشر شده و سایر منابعی که به تازگی به مجموعه کتابخانه اضافه شده است، محور اصلی اخبار در بخش تازه هاي کتابخانه را به خود اختصاص می دهد. از سویی دیگر، بسیاري از کاربران مایلند به محض ورود کتابهاي تازه به مجموعه کتابخانه حداقل از عناوین این منابع مطلع شوند،

تا در صورت نیاز به آنها مراجعه کنند. در این موارد کتابداران می توانند با ارسال یک پیامک به کاربرانی که قبلاً متقاضی دریافت این اخبار بوده اند، آنان را از خرید منابع جدید آگاه سازند. همچنین، هر خبر تاز ه اي که می تواند مربوط به خدمات نوین کتابخانه باشد م یتواند در این پیامکها معرفی شوند. به این ترتیب، یکی ازکاربردهاي تلفن همراه ارسال پیامکهایی براي یادآوري برخی از خدمات کتابخانه است، که جزئی از "خدمات آگاهی رسانی جاري" 6 کتابخانه است و به عنوان امکانات "یادآوري و اعلام" 7 معروف است.

کاربرد تلفن همراه در بخش آموزش کتابخانه

آموزش مهارتهاي "سواد اطلاعاتی" از وظایف و رسالتهاي عمده کتابخانه هاست. چرا که کتابداران درجستجوي تربیت کاربران مستقلی هستند که بتوانند با تکیه بر مهارتهایی که آموخته اند به یادگیرندگان مادام العمر تبدیل شوند. ارسال اخبار مربوط به عناوین و زمان برگزاري کارگاههاي آموزشی و سخنرانیهاي علمی در این بخش قرار می گیرد. همچنین کتابخانه می تواند با طراحی بسته هاي کوچکی از منابع چندرسانه اي 8 چگونگی استفاده از منابع و بخشهاي کتابخانه را به کاربران آموزش دهد و این محصولات را از

طریق فناوري تلفن همراه در اختیار کاربران قرار دهد.

کاربرد تلفن همراه در دسترسی به منابع چاپی و غیر چاپی کتابخانه

قابلیتهاي رو به افزایش فناوري تلفن همراه باعث شده است که بسیاري از آنها امروز از انواع امکاناتی در حدیک رایانه کوچک قابل حمل برخوردار باشند. با توجه به گسترش روز افزون این فناوریها پیش بینی می شود در آینده امکانات این تلفنها بیش از این نیز باشد. بر این اساس، کاربران می توانند به راحتی به فهرست رایانه اي کتابخانه متصل شده و به جستجو بپردازند. اگر اطلاعاتی که این فهرستها ارائه می دهند در حداطلاعات کتابشناختی آثار باشند. کاربران می توانند از وجود یا عدم وجود منبع مشخصی در کتابخانه آگاه شوند و در صورت تمایل با مراجعه حضوري یا ارسال درخواست الکترونیکی منبع مورد نظر را به امانتگیرند. چنانچه امکانات فهرست کتابخانه گامی از این فراتر برداشته و دسترسی به متن کامل آثار را نیزفراهم آورد. آنگاه کاربران می توانند بی واسطه منبع مورد نظر را مطالعه کنند. همچنین، دسترسی به پایگاههاي اطلاعاتی مقالات نیز از طریق این فناوري میسر خواهد بود و امکان استفاده از مقالات نیز به فهرست فوق افزوده می شود. همچنین با کمک فناوري تلفن همراه می توان امکان استفاده بسیاري از

کاربران را از کتابهاي الکترونیکی و صوتی فراهم کرد. بویژه آن که با افزایش ظرفیت تلفنهاي همراه امکان ذخیره سازي حجم بسیار بالایی از اطلاعات در آنها ممکن است و به راحتی می توان چندین کتاب الکترونیکی یا صوتی را در یک تلفن همراه پیشرفته جاي دارد. بنابراین، دور نیست زمانی که کاربران به راحتی متن انواع کتابهاي الکترونیکی و صوتی را از طریق تلفن همراه خود در اختیار داشته باشند.

سخن پایانی

فناوري تلفن همچون سایر امکانات نوین در حوزه فناوریهاي اطلاعاتی و ارتباطی، فرصتهاي تازه اي در اختیارکتابخان هها و مراکز اطلاع رسانی قرار داده است. فراگیري این ابزار در میان قشرهاي مختلف مردم فرصت دیگري است که باید به آن توجه کرد. همچنین، استفاده از این ابزار می تواند در ترغیب کاربرانی که بنا به دلایل مختلف فرصت یا تمایلی به استفاده از خدمات کتابخانه را ندارند موثر باشد.

یزدان منصوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم تهران

Mansourian@tmu.ac.ir

مصیبتی به نام انتشار كتاب در ایران!

حالا جالب اینجاست كه آن بخشی كه گفته بودند باید حذف شود ، هیچ خط قرمزی را رد نكرده بود ؛ او در كتابش نوشته بود كه كتابخانه ملی هنگ كنگ 12 میلیون كتاب دارد و كتابخانه ملی ما یك میلیون. همین را گفته اند حذف كنید! تا مشخص شود ، سلیقه گرایی آن هم در حد تاسف انگیزش بیداد می كند.

دیگر تازگی ندارد كه از ناشری بشنوی كه مدتی است موفق به دریافت مجوز هیچ كتابی از سوی ارشاد نشده است. به این شنیده تكراری خبر گرانی كاغذ، اصلاحیه‌های پی‌درپی یك كتاب، انصراف نویسنده‌ای از انتشار آثارش و لغو مجوز كتاب‌هایی كه مجوز دائم برای انتشار داشته‌اند را نیز اضافه كنید.

به گزرش عصرایران كتاب‌هایی هم هستند كه همه‌ این مراحل را با موفقیت گذرانده‌اند، اما اكنون در انبار انتشاراتشان در انتظار مجوز پخش خاك می‌خورند كه یا باید خمیر شوند، یا به امید این‌ معجزه بمانند كه شاید روزی مجوز پخش بگیرند!

همین هفته پیش بود كه شنیدیم محمدعلی سپانلو كه بیش از شصت كتاب منتشره دارد و از شناخته ‌شده‌ترین شخصیت‌های ادبی ایران در دیگر كشورها است، در بستر بیماری گفته كه اگر وضعیت كتاب‌هایش به همین روال ادامه یابد، دیگر روحیه‌ای برایش باقی نخواهد ماند و دست از نوشتن خواهد كشید.

یكی از شش كتاب‌ سپانلو كه مجوز نشر نگرفته است، كتابی است متشكل از حرف‌ها و خاطره‌های او و نیز گفت‌وگوهایش با شخصیت‌های بزرگ ادبیات جهان. اما نكته‌ جالب حرف‌های سپانلو آن‌جاست كه می‌گوید: «در جاهایی از این كتاب، من از نظام هم دفاع كرده‌ام. پایش هم شجاعانه می‌ایستم. بسیاری از دوستان در خاطراتشان از این مسائل می‌گذرند.»

نمونه دیگری از این خروار، وضعیت اثری از محمد بقایی ماكان، اقبال‌شناس و محقق است كه شیوه ممیزی در وزارت ارشاد را سلیقه‌ای، حلقه بررسی در این وزارتخانه را بسیار تنگ و هرگونه نامه‌نگاری و پیگیری را نیز در این مورد بی‌ثمر خوانده و گفته است: «دوستان بسیاری را می شناسم كه به دلیل برخورد ممیزی ارشاد، كتاب‌های بسیاری را در كشوی میزشان آماده دارند ولی ترجیح می‌دهند با توجه به مضایقی كه از طریق اداره كتاب اعمال می‌شود به چاپ نسپارند.» جالب اینجاست كه وقتی این استاد محقق ، با تقاضای سانسور بخش هایی از كتابش مواجه شده و علت را پرسیده بود ، به او گفته بودند: "اینجا چرا نداریم!" درست مثل دوران سربازی ، درست مثل پادگان!

حالا جالب اینجاست كه آن بخشی كه گفته بودند باید حذف شود ، هیچ خط قرمزی را رد نكرده بود ؛ او در كتابش نوشته بود كه كتابخانه ملی هنگ كنگ 12 میلیون كتاب دارد و كتابخانه ملی ما یك میلیون. همین را گفته اند حذف كنید! تا مشخص شود ، سلیقه گرایی آن هم در حد تاسف انگیزش بیداد می كند.

نبود وحدت رویه در ممیزی

یكی از موارد مشكل‌ساز كه موجب شده تكلیف نویسندگان با اداره كتاب مشخص نباشد، نبود وحدت رویه در نحوه ممیزی كتاب است. درواقع به‌غیر از واژگانی كه در متن تایپی هر كتاب به‌صورت خودكار جست‌وجو شده و مشمول اصلاح می‌شوند، در بخش محتوایی همه‌چیز بستگی به سلیقه ممیز دارد.

صفارهرندی، وزیر پیشین ارشاد در یكی از كنفرانس‌های خبری خود اعلام كرد كه هر كتابی توسط سه ممیز خوانده می‌شود و درنهایت یك سرممیز ایرادات وارده را بررسی می‌كند. اما خروجی كار نشان می‌دهد كه این فرایند به رقابتی برای كشف و به نوعی اختراع موارد اصلاحی انجامیده است.

اصلاحیه‌های مكرر و كتاب‌های بلاتكلیف

اما گروه دیگری از كتاب‌ها هم هستند كه پس از اعمال موارد اصلاحی باز هم مورد بررسی قرار می‌گیرند و ایرادات تازه‌ای از آن‌ها گرفته می‌شود. نمونه این كتاب‌ها، یك پژوهش ادبی درباره نیما از ایلیا دیانوش، شاعر و منتقد ادبی است كه پس از گذشت نزدیك به سه سال از ارسالش به ارشاد و اعمال دو اصلاحیه همچنان بلاتكلیف است.

این در حالی است كه انتشار بسیاری از این كتاب‌ها به‌صورت پاورقی در نشریات میسر است و بنابر عرف كار مطبوعاتی، مطالبشان هم چیزی نیست كه بخواهد منجر به توقیف نشریه و حتی تذكری به آن بشود!

لغو مجوزها

در این میان كتاب‌هایی هم هستند كه پیش از این مجوز انتشار دائم داشته و بارها چاپ شده‌اند اما برای تجدید چاپ دچار مشكلاتی می‌شوند، از آن جمله كتابی درباره دفاع مقدس است كه چاپ جدید آن مشروط به حذف عكس‌هایی از آن شده است. بداقبال‌تر از این كتاب‌ها، كتاب‌هایی هستند كه مجوزشان بالكل لغو می‌شود و در بهترین حالت برای طی كل فرایند مجوز و انتشار در قالب اثری جدید با اصلاحات كلی و جزیی راهنمایی می‌شوند.

سخن آخر این‌كه آیا این‌همه حساسیت و وسواس در مورد كتاب، خوانندگان را به‌سوی كتاب‌های زیراكسی و چاپ‌های زیرزمینی كه مطالبشان تحت هیچ نظارتی نیست، سوق نخواهد داد؟
آیا باعث سرخوردگی مؤلفان ما نخواهد شد و اندك درآمد آنان را نیز از بین نخواهد برد؟
و آیا رفته رفته ناشران ما را به سوی خروج از فعالیت فرهنگی سوق نخواهد داد؟

Hmohmoudi955@gmail.com

حسن محمدی از دانشگاه فردوسی مشهد

http://www.medicinenet.com

در این سایتhttp://www.medicinenet.com  می‌توانید به پادکست گوش دهید و حتی یک برنامه زنده راه بیندازید و به فراگیران اموزش دهید. همه اینها را می‌توانید با نسخه رایگانش انجام دهید. در صورت استفاده از اسکایپ ارزان‌تر تمام می ‌شودو در حال حاضر از کروم و سافاری پشتیبانی نمی‌کند .در ایران پادکست رایگان است. 

كتاب عزيز،

براي حرفه‌اي كه ميخواهد زنده بماند؛ كتاب عزيز، هفته‌ات مبارك

روش جالب  تبادل اطلاعات در اروپا


 
 
حتماً در نامه‌هاي دريافتي‌تون در باره‌ي عادت جديدي به نام ًكتابت رو براي ديگران جا بگذارً كه در دنيا باب شده خونديد. جديداً در اروپا عادت ديگري باب شده كه مردم حافظه‌هاي فلش رو در جاهايي ثابت نصب مي‌كنند تا ديگران بتونن از آن براي تبادل آزاد اطلاعات استفاده كنن. نمونه‌هاي از اين كار رو مشاهده كنيد.


Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

Нычка

 
 ارسالی :خانم حسینی







 
 




 
 




 

ایفلا

وب سايت جديد ايفلا توسط دبير كل ايفلا و با حضورهيات اجرايي در لاهه هلند راه اندازي گرديد. http://www.ifla.org/

http://www.ifla.org/en/news/welcome-to-the-new-ifla-website 

کتابت را جا بگذار

جا گذاشتن کتاب در مکان‌های عمومی رقتاری است که اکنون در ایتالیا و فرانسه هم رو به فزونی گذاشته. کسی که کتابش را در مکانی عمومی  رها می‌کند، هویت خود را آشکار نمی‌کند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: "شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند." رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت میسوری امریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت؛ یعنی کتاب در گردش. در فرانسه کتاب‌های در حال گردش از 10 هزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را می‌شود به نوعی "کمپین کتابخوانی" یا "کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب" در نظر گرفت؛ کمپینی که می‌تواند به مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل باشد.

حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کم‌کم از ترکیه نیز سر درآورده است. در ترک‌بوکو – یکی از شهرهای ساحلی ترکیه – کنار دریا قدم می‌زدم که کتابی روی شن‌ها توجهم را جلب کرد. فکر کردم حتما صاحب کتاب‌ فراموش کرده آن را با خود ببرد. برش داشتم و همین‌که چشمم به صفحه اولش افتاد؛  از خوشحالی در پوست خود نگنجیدم. در صفحه اول کتاب یک نفر متن زیر را نوشته بود:

"من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوش‌تان بیاید. اگر از آن خوش‌تان آمد بخوانید و گرنه در همان نقطه‌ای که پیدایش کرده‌اید، بگذارید بماند اگر کتاب را خواندید شماره‌ای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید."

در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهم را جلب کرد: "خواننده شماره سه در ترک‌بوکو". پس تا به‌حال سه نفر که همدیگر را نمی‌شناسند این کتاب را خوانده‌اند. طبق اصلاعات موجود در همان صفحه، خواننده اول کتاب را در استانبول و خواننده دوم در شهر بُدروم مطالعه‌ی آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود.

برای این سنت جدید کتابخوانی سایت اینترنتی‌ای راه‌اندازی شده تا علاقمندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتاب‌هایی که رها کرده‌اند، بپردازند. توصیه می‌کنم سری به سایت bookcrossing.com بزنید. طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از 2 میلیون و 500 هزار جلد کتاب که اطلاعات‌شان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه‌ی بزرگ است. از این به بعد اگر در کافه، در لابی هتل، یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید چون ممکن است با یک جلد "کتاب در گردش" روبرو شده باشید... به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهر کتاب

من  هم دلم می خواهد این فرهنگ درایران به خصوص لرستان  رایج شود  و با گذاشتن اولین کتاب در  یکی از ایستگاههای اتوبوس خرم اباد در این  کار فرهنگی زیبا  سهیم شدم و اگر کسی دراین کار شرکت می کند می تواند نام کتابش را  در این وبلاگ اعلام کند

نام کتاب من  بار هستی از کوندرا

(


ايام هفته كتاب نام‌گذاري شدند

 

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، در ششمين نشست ستاد برگزاري هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران، ايام برگزاري هفته كتاب نام‌گذاري شدند. همچنين شعاري مستقل نيز براي هر كدام از روزهاي برگزاري هفته كتاب در نظر گرفته شد.

بر اساس اين گزارش، ‌يكشنبه (23 آبان‌) با عنوان «قرآن، عترت و پديدآورندگان و خادمان نشر» نام‌گذاري شد و شعار « وحدت حول محور قران و عترت» براي اين روز برگزيده شد.

دوشنبه (24 آبان) با عنوان «كتاب، خانواده، كودک، دانش‌آموز و مدرسه» نام‌گذاري شد و شعار «دوستي با اهداي كتاب» نيز براي اين روز در نظر گرفته شد.

سه شنبه (25 آبان) نيز با عنوان «كتاب ايران در جهان و توسعه نشر بين‌الملل» نام‌گذاري شد و شعار «مولف ايراني، انتشار جهاني» نيز براي اين روز انتخاب شد.

چهارشنبه (26 آبان) با عنوان «كتاب، حوزه،دانشگاه، توليد علم و جنبش نرم‌افزاري» نام‌گذاري شد و شعار «بصيرت و مقابله با جنگ نرم» نيز براي آن انتخاب شد.

همچنين پنجشنبه (27 آبان‌) با عنوان «كتاب،كتابدار،كتابخانه، گنجينه، ادبيات و شعر» نام‌گذاري شد و شعار «كتاب براي همه، همه براي كتاب» نيز براي اين روز در نظر گرفته شد.

روز جمعه (28 آبان) با عنوان «كتاب، مسجد، بسيج و فرهنگ پايداري» نام‌گذاري شد و شعار «ظهور، برگ آخر كتاب انتظار» نيز براي آن انتخاب شد.

شنبه (29 آبان) نيز با عنوان «كتاب، شهر، توسعه،صنعت و كشاورزي» نام‌گذاري شد و شعار «كتاب در سبد خانوار» نيز براي اين روز در نظر گرفته شد.

در نهايت روز يكشبه(30 آبان) نيز با عنوان «كتاب، رسانه، ورزش، تربيت و عفاف» نام‌گذاري شد و شعار «رسانه ، پيام آور شادابي و آگاهي » نيز براي اين روز در نظر گرفته شد. اين شعار توسط نماينده خبرگزاري كتاب ايران در ستاد هفته كتاب به تصويب رسيد.

نام‌گذاري و انتخاب شعارهاي مختلف اين هفته با راي اكثريت اعضا انتخاب شد. محمد اللهياري فومني، دبير هجدهمين دوره هفته كتاب و همچنين حميد قبادي، مشاور معاون امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مديريت اين جلسه را بر عهده داشتند.

هجدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران، 23 تا 30 آبان‌ سال‌جاري در سراسر كشور برگزار مي‌شود.

 
 


--
Regards
Shahimeh Hosseini
M.A. Student in LIS

مقدمه‌اي بر شاخص h-index

 h-index يكي از شاخص‌هاي جديد علم‌سنجي است كه علاوه بر اندازه‌گيري توليدات علمي افراد، ميزان تأثير (impact) علمي افراد را نيز مشخص مي‌كند. اين شاخص در سال 2005 ميلادي توسط پروفسور Hirsch، فيزيكدان دانشگاه كاليفرنيا ارايه شد.

شاخص h-index بر اساس توزيع استنادات (citations) اسناد (documents) منتشر شده يك محقق تعيين مي‌شود. اين شاخص براي گروهي از محققان مانند يك دپارتمان، مركز يا دانشگاه نيز قابل محاسبه است.

بنا به تعريف، چنانچه h مقاله از Np مقاله يك محقق هر كدام داراي حداقل h استناد باشند و مابقي مقالات وي يعني Np-h مقاله وي هر كدام كمتر از h بار استناد شده باشند، محقق داراي نمايه‌اي معادل h است. براي مثال چنان‌چه h-index محققي 5 باشد، مفهوم آن اين است که اين محقق حداقل 5 مقاله منتشر شده دارد که هرکدام حداقل 5 استناد دارند. به عبارت ديگر ساير مقالات اين محقق کمتر از 5 استناد دارند.

بنابراين h-index نتيجه تعادل بين تعداد انتشارات و تعداد استنادات به ازاي هر مقاله است. اين شاخص به منظور ارتقاي ساير شاخص‌هاي اندازه‌گيري علم مانند تعداد كل مقالات و تعداد كل استنادات طراحي شده است تا محققان تأثيرگذار را از آنهايي كه صرفاً تعداد زيادي مقاله منتشر مي‌كنند، متمايز كند. اين شاخص براي مقايسه محققان با حيطه كاري يكسان كاربرد دارد.

پايگاه‌هاي اطلاعاتي تحت وب براي محاسبه اين شاخص شامل ISI: Web of Science، Scopus و Google Scholar مي‌باشند كه دسترسي به دو مورد اول با عضويت و مورد آخر به صورت دسترسي آزاد و با استفاده از نرم‌افزار publish or perish امكان‌پذير است

. H-Index چيست؟

 H-Indexشاخص جديدي از شاخص‌هاي علم‌سنجي است. اين شاخص در سال 2005 ميلادي توسط Jorge Hirsch در دانشگاه کاليفرنيا ابداع شد. اين شاخص در واقع با هدف ارزيابي کيفي اثر و ارزيابي کمي برون‌داد پژوهشي محققين ابداع شده است. مفهوم H-Index عبارت است از تعداد مقالات نويسنده که تعداد ارجاعات برابر با h و يا بيشتر از آن دارند. مثلا چنان‌چه H-Index محققي 5 باشد، مفهوم آن اين است که اين محقق حداقل 5 مقاله منتشر شده دارد که هرکدام حداقل 5 استناد يا Citation دارند. به عبارت ديگر مفهوم آن اين است که ساير مقالات اين محقق کمتر از 5 استناد دارند. امروزه اين شاخص معادل Impact Factor براي محققين محسوب مي‌شود.

 بانک اطلاعاتي Scopus چيست؟

 مجموعه بانک اطلاعاتي Scopus از مجموعه بانک‌هاي استنادي علوم است که توسط شرکت Elsevier منتشر مي‌شود و پس از Web of Science که توسط ISI توليد مي‌شود، دومين نمايه نامه استنادي علوم محسوب مي‌گردد. منظور از نمايه نامه استنادي علوم، بانک اطلاعاتي است که علاوه بر چکيده مقالات، داراي فهرست رفرانس‌ها (منابع) هر مقاله نيز بوده و بدين ترتيب امکان محاسبه تعداد ارجاعات (استنادات يا Citation ها) به هر مقاله را فراهم می‌کند. بدين ترتيب مي‌توان دريافت هر مقاله در اين مجموعه، تاکنون چندين بار مورد ارجاع و استناد توسط ساير مقالات قرار گرفته است و يا به عبارت ديگر چندين بار توسط ساير مقالات مورد رفرانس واقع شده است که اين خود مي‌تواند شاخصي از کيفيت مقاله باشد.

اين مجموعه دربرگيرنده بيش از 17000 عنوان مجله از موضوعات مختلف است فلذا پوشش مجلات آن تقريبا دو برابر Web of Scienceبوده و به همين علت گزارش استنادات و ارجاعات به دست آمده از آن دقيق‌تر است. جالب اين است که مجموعه Scopus در برگيرنده تمامي مجلات ايندکس شده در مدلاين است و به عبارت ديگر 100% مقالات مدلاين را در بر مي‌گيرد.

از آنجا که پوشش مجلات Scopus با مجموعه هاي Web of Science و ديگر بانک ها متفاوت است ممکن است برخي همکاران تعداد متفاوتي از مقالات خود را در اين جداول ملاحظه کنند که اين امر طبيعي و مربوط به پوشش مجلات Scopus است

 علم سنجي دانشي است که به مطالعه ابعاد کمي علم به عنوان تلاشي اجتماعي مي پردازد; گستره اي از دانش که تلاش مي کند تا با روشهاي کمي به ساز و کارهاي پژوهش بنيادي به عنوان فعاليتي اجتماعي پي برد

مهم: در راستاي اجراي مصوبات  قوانین پژوهشی دانشگاه تنها مقالاتي شامل پاداش مي شوند که نويسنده مسوول آنها با ذکر نام کامل دانشگاه به عنوان وابستگي سازماني خود به ارتقاء رتبه پژوهشي دانشگاه کمک کنند. نام دانشگاه بايد دقيق نوشته شود و به عنوان مثال نام دانشگاه علوم پزشکی لرستان اینگونه نوشته می شود .LORESTAN UNIVERSITY MEDICAL OF SCIENCES

Impact Factor چيست؟

Impact Factor، اولين بار در سال 1995 توسط گارفيلد بنيان‌گذار موسسه ISI مطرح شد. Impact Factor را ضريب يا عامل تاثير و نيز شاخص اثرگذاري ترجمه کرده‌اند. شاخص اثرگذاري يكي از سه شاخص استاندارد مؤسسه اطلاعات علمي (ISI) و از مهم‌ترين شاخص‌هاي مطرح در حيطه علم‌سنجي مي‌باشد. Impact Factor به صورت ميانگين تعداد ارجاعات به يك‌مورد قابل استناد نظير مقاله پژوهشي، مقاله مروري، نامه، شماره اختراع، يادداشت و چكيده در يك مجله علمي در طول يك دوره زماني معين‌ تعريف‌ شده ‌است.

Impact Factor چگونه محاسبه می‌شود؟

 Impact Factor فقط درمورد نشريات نمايه‌شده در بانک اطلاعاتی Web of Science و توسط موسسه ISI محاسبه و منتشر می‌شود. به‌اين ترتيب فقط مجلات ISI دارای Impact Factor واقعی هستند.
Impact Factor يك مجله در يك سال مشخص، از تقسيم تعداد مقالات ارجاع‌کننده (استنادات) به مقالات منتشرشده آن مجله در دو سال قبل از آن، بركل مقالات منتشر شده در آن مجله در همان دوره زماني دوساله به دست مي‌آيد. به طور مثال براي تعيين Impact Factor مجله A در سال 2004 به‌ترتيب زير عمل می‌شود:
مجموع تعداد استنادات (ارجاعات) به مقالات نشرشده مجله A در سال 2002 و 2003

تعداد مقالات منتشر شده مجله A در سال 2002 و 2003

به اين ترتيب ميانگين فراواني استناد به يك مقاله در مجله مورد نظر محاسبه مي‌گردد. به عبارت ديگر و در يک نمای ساده، Impact Factor بيان‌گر آن است که به طور متوسط، هرمقاله منتشر شده در يک مجله چند بار مورد ارجاع قرار گرفته است. (در يک بازه زمانی دو ساله)

Impact Factor مجلات را از کجا می توان بدست آورد؟

همان‌طور که از فرمول فوق مشخص است، ضريب تاثير يک نشريه، معمولا با يک فاصله زمانی دوساله منتشر می‌شود

مزايا و معايب Impact Factor ؟

Impact Factor يا عامل تأثير هرچند كه مي‌تواند معياري براي سنجش كيفيت نشريات باشد اما به دليل محدوديت‌هاي كه دارد نبايد آن را به تنهايي شاخصی برای ارزشيابی و سنجش كيفيت مجلات دانست. به‌هرحال امروزه Impact Factor يكي از مهم‌ترين و درعين‌حال پركاربردترين شاخص‌هاي ارزيابي مجلات از سوي مؤسسه اطلاعات علمي (ISI) در نظر گرفته شده است

 

کیمیاگر

آنچه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه         کیمیایی است که در صحبت درویشان است

به زیارت کیمیاگر (نوشته پائولو کوئلیو) رفته بودم. به نگاهی ما را از بند زمان و مکان رهایی می‌بخشید این بار در واژه هایش شرح قصه‌ای از مثنوی مولانا بود :
مردی در بغداد وقتی ارثیه‌اش تمام می‌شود درمانده می‌شود با خدا راز و نیازمی کند و شب در خواب می‌بیند که هاتفی به او می‌گوید در فلان جای مصر گنج هست سریع به آن جا برو. مرد در پی تحقق آرزویش وقتی به مصر می‌رسد توشه‌اش تمام می‌شود و گرسنه می‌ماند می‌خواهد گدایی کند شرم حضور مانع است. منتظر می‌ماند تا شب فرا رسد از طرفی چند شب متوالی در آن منطقه دزدی شده بود و عسس مترصد بود که دزد رابگیرد. وآن شب به همین مرد برخورد می‌کند و او را به شدت کتک می‌زند و می‌گوید خلیفه فرمان داده است که هر کس شبانه در شهر گشت دستش را ببرید حتی اگر خویشِ من باشد.
مرد در میان نعره فریاد مهلت می‌خواهد تا واقعیت را بگوید که در این جا غریب است و در پی خوابی که دیده است برای یافتن گنج به مصر آمده است.
صداقت مرد بر عسس اثر می‌کند و دلش به حال او می‌سوزد. می‌گوید: «تو به دنبال خواب و خیال این همه راه را آمده‌ای عجب مرد احمقی هستی من هم بارها خواب دیده‌ام که در بغداد (به نشانی خانه مردِ کتک خورده) گنجی نهفته است ولی هیچ وقت به سراغش نرفتم تو عقل نداری که برای یک خواب این همه راه پیموده‌ای  مرد بغدادی بسیار شادمان می‌شود و به گنج وجودی خود پی می‌برد.»
هنگامی که ایشان این قصه را حکایت می کردند کتاب «کیمیاگر - پائولو کوئلیو نویسنده معاصر برزیلی» در ذهنم مرور می‌شد که این همان قصه است و شرم زده شدم از این که مضمون مثنوی را باید از ترجمه آثار نویسندگان خارجی بخوانم. وقتی در مثنوی به دنبال این قصه گشتم بیش‌تر خجالت کشیدم از این که این، حکایتی از قصه «قلعه ذات و الصور» در دفتر ششم مثنوی بود که چند سال پیش ماه‌ها روی این قصه تأمل کرده بودم و کنفرانسی از آن در دانشگاه داشتم و عجب آن که این حکایت اصلا یادم نبود. شاید هم درک این حکایت نیازی خاص را می‌طلبید که آن زمان من آن «دزد» را نداشتم.
بر سر گنج از گدایی مرده‌ام         زان که اندر غفلت و در پرده‌ام
 مثنوی. دفتر 6. ب 4337
مضامین تکراری در فرهنگ ملل گوناگون وجود دارد و این تکرار گاه در یک زمان هم عرض و یا با طی چندین قرن فاصله اتفاق می‌افتد. «سلوک» و حال «سالک» بارها در آثار عرفان شرح داده شده است واین تکرار نه تنها ملال آور نیست بلکه از سر نیاز است خوردن نان هر روزه برای ما ملال آور نیست چون احساس نیاز و گرسنگی داریم پس اگر گرسنه و نیازمند درک حقیقت باشیم تکرار این قصه‌ها در زمان‌ها و زبان‌های مختلف ملال آور نیست.
لذت از جوع است، نه از نقل نو         با جماعت از شکر به نان جو
هر که را درد جماعت نقد شد         نو شدن با جزو جزوش عقد شد
پس نیاز موجب «نو شدن» می‌شود و دیگر گونه اندیشیدن و دیگر گونه دیدن این نیاز در مثنوی عنوان «درد» هم می‌پذیرد.
درد داروی کهن را نو کند         دردهر شاخ ملولی خو کند
کیمیای نو کننده دردهاست         کو ملولی آن طرف که درد خاست؟
هین! مزن تو از ملولی آه سرد         در جو و در جو و درد، درد
کسی در پی کیمیا می‌رود که دردمند باشد و این درد فرد را طالب راه می‌کند و به او ظرفیت می‌دهد که سرزنش خارمغیلان در بیابان را با شکیبایی تحمل کند برای درک حقیقت باید گوش باطن باز شود و این میسر نیست مگر با عشق.
غبار راه طلب کیمیای بهروزی است          غلام دولت آن خاک عنبرین بویم

عناصر مشترک داستان کیمیاگر با مثنوی معنوی
1- ارث پدری در مثنوی مرد بغدادی ارث پدری را که رایگان به دست آورده قدر نمی‌داند وقتی تهیدست می‌شود به خود می‌آید. البته ارث در این جا نمادی از جان است که دوست به رایگان به ما بخشیده است.
در کتاب کیمیاگر سانتیاگو و مرد انگلیسی که هر دو به نوعی دنبال کیمیا بودند به پشتوانه ارث پدری در پی مطلوب می‌روند.
2- حال درماندگی و تهی شدن فرد از خودبینی، فرد را به خدا نزدیک می‌کند.
(ساربان: بدبختی، خدا را به من نشان داد. کیمیاگر. ص 82. روزبهان چاپ سوم)
3- خواب: در هر دو قصه خواب محرک قهرمانان داستان است و آنان را طالب راه می‌کند.
4- مصر: گنج در هر دو این فاصله مکانی زیاد موجب سفر و تجربه‌های نو و صیقل خوردن روح آنان می‌شود.
5- طالب گنج شدن: در مثنوی به شکل نمادین از آن استفاده شده است .نفس اماره گرسنه است و به گدایی می‌رود و نفس لوامه به دستور نفس مطمئنه (عقل و خلیفه) او را تنبیه می‌کند.
6- در هر دو قهرمانان ظاهرآ از گنج جدا شده و در مصر به دنبال آن هستند و باتحمل مشقات به بصیرت می‌رسند و به گنج وجودی خود در موطن خویش پی می‌برند و به جای اول خود باز می‌گردند. و این یکی از نکته‌های اصلی قصه ذات الصور است که پروردگار بنده را در راهی به تلاش وا می‌دارد و از راهی دیگر به مقصد می‌رساند.
کتاب کیمیاگر، یکی از ده کتاب پر فروش جهانی سال 1998 بوده است و در کشور ما هم بارها با تیراژ بالا چاپ شده است دست به دست شدن آن نزد جوانان خوشبختانه نشان دهنده درد و حال طلب است و به دنبال کیمیاگر رفتن.
اندوه در این است که مرد بغدادی میراث خوار ناشناس بود چون برای کسب آن رنجی نکشیده و تلاش نکرده بود. احساس می‌کنم این اتفاق در همین عصر افتاده است ما جوانان این مرز و بوم همان مرد بغدادی هستیم که غافل از گنجینه مثنوی، در ترجمه‌ها به دنبال حقیقت و نشانه‌ها و درک زبان جهانی می‌رویم که قرن‌ها پیش اندیشمندان ما آن را برای ما به ارث گذاشته‌اند اگر توفیقی باشد که با عرفان خود آشنا شویم مانند سانتیاگو به گنج وجودی فرهنگ خود پی می‌بریم.
کیمیایی است عجب بندگی پیر مغان          خاک او گشتم و چندین درجاتم دادند

 نوشته : منیژه محمودی